| *** نسيم *** |
|
Friday, May 24, 2002
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO Friday, March 15, 2002
● جمعه 24 اسÙ�ند 1380
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO******************** پرستوى Ù�رارى از بهارم يك امشب ميهمان اين ديارم Ú†Ùˆ ماه از پشت خرمن ها برآيد به ديدارم بيا Ø¡ چشم انتظارم . ============== مرا Ú¯Ù�تى كه دل دريا كن اى دوست همه دريا از آن ما كن اى دوست دلم دريا شد اينك در كنارت مكش دريا به خون Ø¡ پروا كن اى دوست . =============== من Ùˆ تو ساقه Ù‰ يك ريشه هستيم نهال نازك يك بيشه هستيم . جدايى مان Ú†Ù‡ بار آورد ØŸ بنگر شكسته از دم يك تيشه هستيم . " سنگ Ùˆ شبنم " از " سياوش كسرايى " □ نوشته شده در ساعت 4:18 AM توسط بيداد - فرياد Saturday, March 09, 2002 OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO Friday, February 22, 2002
● شنبه 4 اسÙ�ند 1380
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO****************** - امروز مطلبى در ايران امروز خوندم در مورد عباس امير انتظام كه مدتهاست به جرم جاسوسي زنداني است ......... خوندن اين مطلب سواى ايجاد ØØ³ همدردى ( كه قبلا كمتر بود ) يكبار ديگه موضوع Ù�راموشكارى ما ايرانيان را برايم پيش كشيد . .... راستي تØÙ…Ù„ اين همه سال زندان Ø¡ براى دÙ�اع از امير انتظام كاÙ�Ù‰ نيست ؟؟؟؟ - سر زدن به ايران خبر تقريبا كار روزانه ام بود ءاما چند روزى است كه به عللى اين سايت خبرى از Ù�عاليت باز مانده است من يكى كه به شخصه منتظر Ù�عاليت دوياره اين سايت خبرى هستم - با اسم ØØ³ÙŠÙ† جودت ( از توده اى هاى قديمى) از مدتها قبل آشنا بودم Ø¡ با اينكه مطمين بودم در قيد ØÙŠØ§Øª !!!!! نيست ولى Ù�راموش كرده بودم كه در Ú†Ù‡ سالي Ùˆ به Ú†Ù‡ شكلى ... از قيد ØÙŠØ§Øª آزاد شده !!!! تا اينكه ديروز در يكى از نشريات ØØ²Ø¨ توده خواندم كه در سال 1367 ( Ù�اجعه ملى ) ودر سن 80 سالگى اعدام شده است ... Ú†Ù‡ جنايت هايى كه در اين مملكت اتÙ�اق نياÙ�تاده است . □ نوشته شده در ساعت 9:36 PM توسط بيداد - فرياد Saturday, February 16, 2002
● يكشنبه 28 بهمن ماه 1380
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO*********************** " سرود آشنايى " كيستى كه من اين گونه به اعتماد نام خود را با تو مىگويم كليد خانه ام را در دست ات مىگذارم نان شادى هايم را با تو قسمت مىكنم به كنارت مىنشينم Ùˆ بر زانوى تو اين چنين آرام به خواب مىروم ØŸ ** كيستى كه من اين گونه به جد در ديار روياهاى خويش با تو درنگ مىكنم ØŸ ************* كدامين ابليس تو را اين چنين به Ú¯Ù�تن نه وسوسه مىكند ØŸ يا اگر خود Ù�رشته يى ست از دام كدام اهرمن ات بدين گونه هشدار مىدهد ØŸ ترديدى ست اين ØŸ يا خود گام صداى بازپسين قدم هاست كه غربت را به جانب زادگاه آشنايى Ù�رود مىآيى ØŸ " اØÙ…د شاملو " □ نوشته شده در ساعت 12:59 PM توسط بيداد - فرياد Monday, February 04, 2002
● دوشنبه 15 بهمن 1380
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO********************* شعر دريايى در بندر آبى چشمانت باران رنگ هاى آهنگين مى وزد خورشيد Ùˆ بادبان هاى خيره كننده سÙ�ر خود را در بى نهايت تصوير مى كنند . در بندر آبى چشمانت پنجره اى گشوده به دريا Ùˆ پرنده هايى در دور دست به جستجوى سرزمين هاى به دنيا نيامده . در بندر آبى چشمانت برÙ� در تابستان مى آيد . كشتى هايى با بار Ù�يروزه كه دريا را در خود غرقه مى سازند بى آن كة خود غرق شوند . در بندر آبى چشمانت بر صخره هاى پراكندة مى دوم چون كودكى عطر دريا را به درون مى كشم Ùˆ خسته باز مى گردم چون پرنده اى . در بندر آبى چشمانت سنگ ها آواز شبانه مى خوانند. در كتاب بستة چشمانت Ú†Ù‡ كسى هزار شعر پنهان كرده است ØŸ اى كاش Ø¡ اى كاش دريانوردى بودم اى كاش قايقي داشتم تا هر شامگاه در بندر آبى چشمانت بادبان براÙ�رازم . " نزار قبانى " □ نوشته شده در ساعت 11:07 AM توسط بيداد - فرياد Saturday, February 02, 2002
● شنبه 13 بهمن 1380
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO*********************** باز ميگردى تو روزى باز ميگردى تو با باد Ø³ØØ±Ú¯Ø§Ù‡Ù‰ كهساران تو با امواج درياها تو همراه بهاران باز ميگردى Ùˆ من چشم انتظارستم . تو پيك گرمسيرستى Ùˆ مىدانى كه از سردى Ú†Ù‡ پژمان مىشود انسان نمىگويم ز سردى هوا از سردى دل ها ز سردى سخن هايى كه خش خش مىكند در گوش ز يخبندان دلهاى چراغ عشقشان خاموش تو مىدانى Ú†Ù‡ بيزارم منى كه پر شرارستم . درون سينه ام Ù�رياد خاموشى كند تكرار تو همچون اخگرى پر نور تو همچون اخترى از دور در آغوش شهاب نيمه شب ها باز ميگردى به ديدار رخت اميدوارستم . □ نوشته شده در ساعت 11:03 AM توسط بيداد - فرياد Friday, January 25, 2002
● جمعه 5 بهمن 1380
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO******************* forward يك ايميل از طرÙ� يك دوست اينترنتى كه در ضميمه اش تصوير Ùˆ شعرى از زنده ياد خسرو گلسرخى بود مرا به سالهاى 51-52 برد. دÙ�اع جانانه گلسرخى بهمراه رÙ�يق Ùˆ همرزمش كرامت الله دانشيان از آرمانها Ùˆ اÙ�كار Ùˆ عقايدشان در بيدادگاههاى رژيم قبلي كه از تلويزيون پخش شد هرگز از يادها Ù�راموش نخواهد شد كه اين خود قوت قلبى بود براى مبارزان در آن زمان Ùˆ اين هم تصاويرى از اين دو مبارزو چند قطعه شعر از گلسرخى □ نوشته شده در ساعت 8:39 AM توسط بيداد - فرياد Thursday, January 10, 2002
● پنجشنبه 20 دى ماه 1380
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO*********************** WINMX اين هم برا كساييكه علاقه مند به اشتراك گذاشتن Ù�ايلهاى ويديويى ØŒ صوتى Ùˆ ........ هستند ( دسترسى به هارد ديسك ديگران ) □ نوشته شده در ساعت 3:20 AM توسط بيداد - فرياد Wednesday, January 09, 2002
● چهارشنبه 19 دى ماه 1380
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO************************* ساعت 4 آن روز / مهين Ù…ØØªØ§Ø¬ - تهران ØŒ قصيده - 1378 كتاب ساعت 4 .... را چند ماه پيش خوندم ØŒ خاطرات يك زن زندانى - نويسنده كتاب - از دوران اسارتش درزندانهاى رژيم قبلي هستش ØŒ از مسايلى كه باعث شد با ذكر مشخصات كتاب دوستا Ù† را تشويق به خوندن اين كتاب بكنم ØŒ اينا ميتونن باشن : - ديدگاه جديدى كه نويسنده به مسايل Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ در كتاب داره ØŒ كه مورد انتقاد بعضى ها قرار گرÙ�ته -از جمله نقد گونه اى كه در يكى از شماره هاى جنس دوم # به چاپ رسيده بود ØŒ - ذكر خاطراتى از زندانيان سياسى - تاثير جنسيت زنداني در برخوردى كه باهاش صورت ميگيره - ظلم مضاعÙ�ÙŠ كه به زندانيان زن ميشده - طرز نگاه يك زنداني به هم بندان خود - ......... به هر ØØ§Ù„ اين كتابيه كه من قبلا خوندنشو به چند Ù†Ù�ر پيشنهاد دادم كه همشون از خوندنش راضى Ùˆ Ø®ÙˆØ´ØØ§Ù„ بودن # جنس دوم ( مجموعه مقالات ) - به كوشش : نوشين اØÙ…دى خراساني اين نشريه كه آخرين جلدش - جلد دهم - چند ماهي است چاپ شده ØŒ به مسايل زنان !!!! ميپردازه Ùˆ مقالات بسيار خوب ومÙ�يدى داره كه خوندنش برا همه خانمها لازم Ùˆ برا كليه آقايون واجبه اين هم ايميلش : jens_e_dovom@yahoo.com ============ كليدر رمانى است كه به نظر من همه ميتونن خودشونو تو اين رمان پيدا كنن من از خوندن اين رمان لذتها بردم - جزو معدود كتاب هايى بود كه من نه تنها تا آخر شب مى خوندمش بلكه خيلى وقتها هم از خوابم ميزدم Ùˆ ØµØ¨Ø Ù‚Ø¨Ù„ از اينكه به سر كار برم با خوندن صÙ�ØØ§ØªÙ‰ از اين كتاب شارژ شده Ùˆ در سر كارم ØØ§Ø¶Ø± ميشدم ...... غرض از Ø·Ø±Ø Ø§ÙŠÙ† موضوع اينه كه كتابى كه اخيرا خريدم را به دوستان معرÙ�ÙŠ كنم : بيست سال با كليدر - در نقد رمان كليدر Ù…ØÙ…ود دولت آبادى - نشر كوچك - پاييز 1380 در اين كتاب ميشه با نظرات بيش از 30 Ù†Ù�ر از نويسنگان ايراني ØŒ از جمله : Ù…ØÙ…د على سپانلو - هوشنگ گلشيرى -نسيم خاكسار - سيمين دانشور - ....ØŒ در مورد كليدر آشنا شد ======================= من كه از كارهاى روزانه ام پيگيرى اخبار Ùˆ خوندن مقالات منتشره در سايتهاى : ايران خبر ØŒ ايران امروز، پيك ايران ،ديدگاه ØŒ مهديس ،اخبار گويا ØŒ...... هستش Ùˆ Ù�رصت كاÙ�Ù‰ برا خوندن مطالب مورد علاقه ام نداشتم ØŒ Ù�ولدرى بنام " موقت " رو هارد ديسكم درست كردم Ùˆ مطالبى را كه نتونستم بخونم تو اين Ù�ولدر Ù†Ú¯Ù‡ ميدارم كه سر Ù�رصت بخونم ØŒ ديشب كه به اين Ù�ولدر سر زدم با ØØ¬Ù… زيادى از مطالب نخونده روبرو شدم Ùˆ از تنبلى خود شرمنده ØŒ تصميم دارم از تعطيلى امروز استÙ�اده كنم ( از اون تعطيلى هاييست كه نميشه با هر چيز دلخواهى سر گرم شد - ØØ§Ù„ا بگذريم از اين موضوع كه من عمده سرگرميم خوندنه ) Ùˆ كلى ازمقالات Ùˆ مطالب جمع شده را بخونم ضمنا خوندن وبلاگ هاى سردبير : خودم ØŒ وب لاگ ØØ§Ù…د آقا ØŒ با شما نيستم ( نميدونم چرا نميتونم از آرشيوش استÙ�اده كنم ØŒ Ù�كر كنم مشكل از طراØÙŠ ØµÙ�ØÙ‡ شون باشه )ØŒ ..... هم از كارهاى روزانه ام شده □ نوشته شده در ساعت 2:25 AM توسط بيداد - فرياد Thursday, January 03, 2002
● جمعه 14 دى ماه 1380
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO********************* چرا با باغ Ø¡ اين بيداد رÙ�ته ست ØŸ بهارى نغمه ها Ø¡ از ياد رÙ�ته ست ØŸ چرا اى بلبلان مانده خاموش اميد Ú¯Ù„ شدن بر باد رÙ�ته است ØŸ ======= غم دريادلان را با كه گويم ØŸ كجا غمخوار دريا دل بجويم ØŸ دلم درياى خون شد در غم دوست چگونه دل از اين دريا بشويم ØŸ ======== تو بى من تنگدل من بى تو دلتنگ جدايى بين ما Ù�رسنگ Ù�رسنگ Ù�لك دورى به ياران مى پسندد به خورشيدش بماند داغ اين ننگ . ========= Ú¯Ù�تم كه بعد ازين در جان نهان كنم همه شور Ùˆ شتاب ها. آرام همچو Ø¨ØØ± توÙ�ان درون سينه Ù‰ جوشان Ù�روكشم پنهان كنم ز غير همه التهاب ها. بگذارم اين غمان . تا آب ها بيÙ�تد از آسياب ها. اما با موج درد دوست دريا دلي كجا Ùˆ دل تنگ من كجا !ØŸ چون اشك پرده در مى شويم ز ديده Ù‰ بي خواب خواب ها باز اين منم به جاى Ùˆ همان پيچ Ùˆ تاب ها ..... " سياوش كسرايي " □ نوشته شده در ساعت 2:54 PM توسط بيداد - فرياد Wednesday, January 02, 2002
● پنجشنبه 13 دى 1380
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOكار يادگيرى HTML را جدى گرÙ�ته ام دارم خواندن كتاب آموزش HTML ديناميك - ترجمه شاپور شايگانى Ùˆ نيما جلالى - را تموم ميكنم 2-3 روز پيش بابت خريد چهار جلد كتاب بيش از 10 هزار تومان پول دادم - ظاهرا گرون بنظر مياد ولي واقعيتش اينه كه تو اين مملكت كتاب جزو معدود كالاهايى است كه نسبتا ارزون هستش - Ø¡ البته هستن جنس هاى ديگه اى كه ارزون ميشه گيرشون آورد - هرويين Ùˆ ...!!!! - يكى از كتابهايى كه خريدم مجموعه آثارء دÙ�تريكم : شعر ها Ù‰ زنده ياد اØÙ…د شاملو بودء كتابى كه مدتها بود تصميم داشتم بخرمش . ØØ§Ù„ا با بودن اين كتاب ميتونم در Ù�رصتهاى مناسب شعرهايى را ازش انتخاب كنم Ùˆ اينجا بيارمش ****************** عشق عمومي يكي از شعرهايى هستش كه بسيار دوستش دارم عشق عمومى اشك رازى ست لبخند رازى ست عشق رازى ست اشك آن شب لبخند عشق ام بود قصه نيستم كه بگويى نغمه نيستم كه بخوانى صدا نيستم كه بشنوى يا چيزى چنان كه ببينى يا چيزى چنان كه بدانى .... من درد مشترك ام مرا Ù�رياد كن . درخت با جنگل سخن ميگويد علÙ� با ØµØØ±Ø§ ستاره با كهكشان Ùˆ من با تو سخن ميگويم نامت را به من بگو دستت را به من بده ØØ±Ù�ت را به من بگو قلبت را به من بده من ريشه هاى تو را درياÙ�ته ام با لبان تو براى همه لب ها سخن Ú¯Ù�ته ام Ùˆ دست هايت با دستهاى من آشناست. در خلوت روشن با تو گريسته ام براى خاطر زنده گان Ø¡ Ùˆ در گورستان تاريك با تو خوانده ام زيباترين سرود ها را زيرا كه مرده گان اين سال عاشق ترين زنده گان بوده اند. دستت را به من بده دستهاى تو با من آشناست اي دير ياÙ�ته با تو سخن مي گويم به سان ابر كه با توÙ�ان به سان علÙ� كه با ØµØØ±Ø§ به سان باران كه با دريا به سان پرنده كه با بهار به سان درخت كه با جنگل سخن مى گويد زيرا كه من ريشه هاى تو را درياÙ�ته ام زيرا كه صداى من با صداى تو آشناست . □ نوشته شده در ساعت 11:15 PM توسط بيداد - فرياد Thursday, December 27, 2001
● پنجشنبه 6 ديماه 1380
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOتو به من خنديدى Ùˆ نميدانستى من به Ú†Ù‡ دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم باغبان از پي من تند دويد سيب را دست تو ديد غضب آلوده به من كرد نگاه سيب دندان زده از دست تو اÙ�تاد به خاك Ùˆ تو رÙ�تي Ùˆ هنوزء سالهاست كه در گوش من آرام Ø¡ آرام خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم Ùˆ من انديشه كنان غرق اين پندارم كه چرا Ø¡ - خانه كوچك ما سيب نداشت . زنده ياد ØÙ…يد مصدق □ نوشته شده در ساعت 6:59 AM توسط بيداد - فرياد Friday, December 07, 2001
● جمعه 16 آذر 1380
OOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOO****************** مساÙ�رت 2-3 روزه دوست نازنينم كه هر روز(در واقع هر شب ) چند ساعتي را باهاش چت ميكنم Ù�رصتي را برام Ù�راهم كردتا بيشتر در مورد WEBLOGوقت بزارم كه ØØ§ØµÙ„ آنرا پيش رو داريد . @@@@@@@@@@@@@ تو را من چشم در راهم شباهنگام كه ميگيرند در شاخ "تلاجن" سايه ها رنگ سياهي وز آن دلخستگانت راست اندوهي Ù�راهم تو را من چشم در راهم . شباهنگام در آن دم كه بر جا دره ها چون مرده ماران Ø®Ù�تگانند در آن نوبت كه بندد دست نيلوÙ�ر به پاى سرو كوهي دام گرم يادآورى يا نه Ø¡ من از يادت نمي كاهم تو را من چشم در راهم . "نيما" □ نوشته شده در ساعت 11:50 AM توسط بيداد - فرياد
|